قهرمان ميرزا عين السلطنه
5954
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
حسننيتى دربارهء من دارد ديدن بيايد پذيرائى مىشود . همه روسها و تبعه رفتند . جمعى از ايرانيهاى فضول ما هم از قبيل ملك الشعرا بهار ، ميرزا على اكبر ساعتساز معروف مدير جريدهء « ميهن » اصفهان كه وقتى هم كلنل فضل اللّه خان او را صد تازيانه زد و غيره و غيره مخلوط روسها شده و ديدن رفته بودند . پس از بيرون آمدن همه آنها را پليس دستگير و حبس مىكند . گفتند جمعى از مرخص شدهها را هم مجددا گرفته و حبس نمودند . راه را اينجا تحويل گرفتند . اما سفير تلگرافا از مهندس جويا شده چند چشمه پل منجيل را آب برده ، چه مبلغ خرج آن است . ميرزا احمد خان مىگفت دويست و چهل هزار تومان عايدى راه و پرت « 1 » انزلى است . همه خرج مىشود ، فقط عايدى خلّص شانزده هزار منات است . فعلا در مقابل ناقوس كليسا گفته است ظهرها اذان بگويند و به من مژده مىداد . كلنل حاكم ما به توسط شيخ محمد حسن زهرائى به امير نصرت پيغام داده است يا بايد خلعسلاح شده و شهر بيائى با به قوهء جبريه خلعسلاح مىكنم . چند روز است شيخ رفته و جواب نيامده است . شيرينىپزى ارمنى دوشنبه غرّهء شهر رمضان المبارك - ديشب را بيدار ماندم براى خواب امروز . حياط چندان وسعت ندارد . اطاق من نزديك مدخل حياط پشت كوچه ، سمت ديگر دالان و درب ورود . از صداى در ، راه رفتن مردم كوچه رفتوآمد اندرون به بيرون ، صداى بچهها معلوم است كه خواب راحت نمىتوان كرد . شب هشت ساعت و سى و هشت دقيقه است . درست شانزده ساعت روزه بايد گرفت . تا خوردن چند دقيقه هم علاوه مىشود . هوا خنك است اما هيچ ميوه نيست ، باقلا نيست ، قارچ نيست ، مركبات نيست . افطار نداريم . طهران همهچيز الساعه هست حتى خيار ، چغالهبادام ، آلوچه و آنچه مركبات تصور شود . نانهاى خوب مثل سوخارى و غيره هم اينجا درست نمىكنند . شيرينى اينجا هم مثل قديم است . همان قرصهاى رنگارنگ ، همان نقلهاى گوناگون كثيف . حتى نان و برنج قزوين كه مشهور است در بازار نيست . باشد خوراكى نيست . چند شيرينىپزى خوب ارامنه داشتند پس از رفتن قشون انگليس برچيدند .
--> ( 1 ) - ( بندر )